می برداشتن
مترادفها
چیدن، برداشت کردن، جمعآوری کردن
متضادها
میگذاشتن، میسپرد
لغت نامه دهخدا
می برداشتن. [ م َ / م ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) به معنی می خوردن. ( از آنندراج ). شراب خوردن. باده نوشیدن:
شب اورمزد آمد و ماه دی
ز گفتن برآسا و بردار می.فردوسی.
فرهنگ فارسی
به معنی می خوردن
جمله سازی با می برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آزادسازی مواد مخدر به معنای کاهش یا از میان برداشتن محدودیتهای مربوط به مواد مخدر در قوانین کشورهاست که به سه شیوه دوباره قانونیسازی مواد مخدر، قانونیسازی مواد مخدر و جرمزادیی از مواد مخدر قابل اجراست.
💡 از بعد از برداشتن دیوار برلین تا به امروز این ایالت شاهد تعطیلی بسیاری از کارخانهها و انتقال آنها به ایالتهای دیگر آلمان بودهاست.
💡 ز برگ لاله گر برداشتن توان سیاهی را زدامان دلم داغ تو زایل می تواند شد
💡 پس از جارو زدن و برداشتن یک لایه کوچک دایره ای به قطر 70 سانتی متر پر از خاک نرم سبز رنگ و تعدادی ظروف به صورت وارونه مشاهده گردید که گواه از یک چاه زباله بود.
💡 دل ز شیرینی به تلخی می توان برداشتن نیش این وحشت سرا را نوش می باید گرفت
💡 شامل اتصال جراحی ستون فقرات گردنی جهت پیشگیری از فشار بر نخاع، استئوتومی در ژنووالگوم و انجام جراحی جهت برداشتن فشار از نخاع است.