موتور سوخته
فرهنگستان زبان و ادب
{blown engine} [قطعات و مجموعه های خودرو] موتوری که به دلیل آسیب دیدگی شدید قطعات داخلی آن نیاز به تعمیر اساسی یا تعویض داشته باشد
جمله سازی با موتور سوخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نمایشنامه «ایست!» نیز حاصل یک موقعیت تراژیک ویژه و کوتاه است. موتور سیکلتی در منطقه خط ویژ در خیابان روی زمینمیخورد و پلیس موتور و راکبش را بازداشت میکند. در ادامه و در بررسی مدارک موتور مشخص میشود که موتور متعلق به پدر راکب است و در جبهه یکبار با خمپاره سوختهاست و پلیس نیز که همرزم پدر است به صورت اتفاقی با پسرش روبرو شدهاست.
💡 پس از وقوع انفجار ناگهانی در بخش سیلندرها، راننده متوجه شد که موتور سوخته و دیگر هیچ واکنشی به استارت زدن نشان نمیدهد.
💡 هزینههای تعمیر یک موتور سوخته به دلیل آسیب دیدن قطعات داخلی مثل میل لنگ و پیستون، بسیار فراتر از هزینههای تعمیرات معمول است.
💡 علت اصلی این اتفاق، از کار افتادن سیستم خنککننده و افزایش بیش از حد دمای روغن بود که منجر به سوختن موتور شد.