مو بره
لغت نامه دهخدا
( مؤبرة ) مؤبرة. [ م ُ ءَب ْ ب َ رَ ]( ع ص ) موبرة. خرمابن گشن داده شده. ( ناظم الاطباء ).
موبرة. [ م ُ وَب ْ ب َ رَ ] ( ع ص ) مؤبرة. خرمابن گشن داده شده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مؤبرة شود.
جمله سازی با مو بره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به گوسفند نر، قوچ و به گوسفند ماده، میش و به فرزندشان، بره گفته میشود،
💡 نه اجماع است حجت نه خبر شاهد نه نص برهان نه نور عقل شمع ره یقیبان قیاسی را
💡 همانت بردرد آخر چنانکهگرک بره همینت بشکرد آخر چنانکه شیر شکال
💡 اگر ز غم برهی محتشم دچار تو گردد بگو کمینه غلام گریز پای من است این
💡 ته پای عرش لرزان ز هراس سر شود خور بره سرخ رو به کویش ز نشاط سرفشانی
💡 تو رستم دستانی از زال چه میترسی یا رب برهان او را از ننگ چنین زالک