فرهنگ معین
( ~. تَ ) (مص ل. ) ۱ - بازی نرد. ۲ - قمار، قمار کردن. ۳ - حقه بازی کردن.
( ~. تَ ) (مص ل. ) ۱ - بازی نرد. ۲ - قمار، قمار کردن. ۳ - حقه بازی کردن.
( مصدر ) ۱ - بازی نرد کردن. ۲ - بازی شطرنج کردن. ۳ - قماربازی کردن. ۴ - لعب کردن شعبده کردن: مهره انجم ز زرین حقه ساخت با فلک در حقه هر شب مهره باخت. ( منطق الطیر. چا. دکتر گوهرین ۱ )
بازی نرد.
قمار، قمار کردن.
حقه بازی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرد مراد باختن آغاز کرد خصم چون کم زد او اول ازو مهره باز چید
💡 پاکبازان را چو بازی مینماید ای همام بر بساط نرد عشقش مهره جان باختن