مقیم کازرونی
لغت نامه دهخدا
مقیم کازرونی. [ م ُ م ِ زِ ] ( اِخ ) از شاعران نیمه اول قرن دهم هجری است. از اوست:
همه کردند دوا درد دل شیدایی
من و سودای تو و عالم بی پروایی.
ورجوع به فرهنگ سخنوران و مجالس النفایس ص 389 شود.
فرهنگ فارسی
از شاعران نیمه اول دهم هجری است.
جمله سازی با مقیم کازرونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یکی از این افراد پرنفوذ، برهانالدین کازرونی، صوفی و رئیس خانقاه سلسلهٔ کازرونیه در چین بود. او نیز نذورات تاجران و دریانوردان را دریافت کرده و به خانقاه مرکزی در کازرون میفرستاد. ابن بطوطه در سفرنامهٔ خود از شیخ برهانالدین کازرونی بهعنوان یکی از مشایخ بزرگ مقیم شهر گوانگژو نام میبرد.
💡 در میان اساتید برجسته علم و معرفت، مقیم کازرونی یکی از شخصیتهایی است که نام او در متون کلاسیک علمی تکرار شده است.
💡 برای بازخوانی تاریخ اندیشهورزان، بررسی سوابق علمی مقیم کازرونی و آثار او میتواند دیدگاههای جدیدی را برای محققان فراهم آورد.
💡 برخی از کتابهای قدیمی در زمینه فلسفه و منطق، به آرای و نظرات مقیم کازرونی در موضوعات مختلف توجه ویژهای نشان دادهاند.