مقلوب گر

لغت نامه دهخدا

مقلوب گر. [ م َ گ َ ] ( ص مرکب ) وارونه کار. ( فرهنگ نوادر لغات کلیات شمس چ فروزانفر ):
در صورت مات برد می بخشد
مقلوب گری چو او که را دیدی.مولوی ( کلیات شمس ایضاً ).

فرهنگ فارسی

وارونه کار

جمله سازی با مقلوب گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قانون هوک پس از قرن ۱۷ میلادی به نام فیزیکدان بریتانیایی رابرت هوک نام‌گذاری شد. وی ابتدا در سال ۱۶۶۰ با عنوان مقلوب لاتین ارائه کرد و در سال ۱۶۷۸ راه حلش را با عنوان رمزی Ut tensio, sic vis به معنی هرچقدرجابجایی همانقدر نیرو، منتشر کرد.

💡 مگر خواهی که خامان را بیندازی ز راه ما که می‌مویی و می‌گویی چنین مقلوب با ایشان

💡 روغن نارگیل از یک پرتئین بزرگ به نام اسید لورئیک که مونو لورئیک در بدن را مقلوب می‌کند تشکیل شده‌است.

💡 خموش بودن عشاق در مقام رضا بعرض حال دو بالای اوج مقلوب است

💡 مقلوب آن کلاه چو تصحیف این قبا در جان دشمنان بد بد گهر رسید

💡 چو دود بود هوا، دود اگر بود ساکن چو بحر بود فلک بحر اگر بود مقلوب

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز