مقاطعه گر

لغت نامه دهخدا

مقاطعه گر. [ م ُ طَ / طِ ع َ / ع ِ گ َ ] ( ص مرکب ) پیمانکار. مقاطعه کار. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

پیمانکار مقاطعه کار

جمله سازی با مقاطعه گر

💡 بازگشت دهخدا به ایران هم‌زمان با آغاز مشروطیت بود. ابتدا به مدت شش ماه در اداره شوسهٔ خراسان که در مقاطعه حسین‌آقا امین‌الضرب بود، به‌عنوان معاون و مترجم مسیو دوبروک مهندس بلژیکی استخدام شد.

💡 به موجب شرحى كه ملكم نوشته است صاحبان املاك براى اجتناب از دخالت پردردسر ماموران جزء ماليات بدهى مالياتى خود را طبق مقاطعه به ديوان مى پرداختند به عبارت ديگر مالك با ديوان طى مى كرد كه مبلغ معينى يابند ماليات بپردازد.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
بخیه یعنی چه؟
بخیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز