مفعول له

فرهنگ فارسی

( اسم ) مفعول لاجله.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مفعول له، یک اصطلاح نحوی است که در جمله علت انجام فعل را نشان می دهد.
عنوان مورد بحث از اسم (مفعول) و قید آن (له) تشکیل شده و در مقابل "مفعول مطلق" است که چنین قیدی را ندارد. لفظ "مفعول" به تنهایی، اسم مفعول از مادّه ی "فعل" و در لغت به معنای معمول و انجام یافته است اما در صورت اِسناد آن به قید "له"، معنای "انجام یافته به سبب آن" خواهد داشت. در این معنا "لام" برای تعلیل بوده و قید "له" در مقابل قیود دیگری همچون قید "به" در "مفعول به" و یا قید "فیه" در "مفعول فیه" است.
تعریف اصطلاحی مفعول‏ له
"مفعول‏له" در اصطلاح نحو، عبارت است از مصدری منصوب که علت وقوع فعل و عملی را بیان می کند؛ مانند: «جِئْتُ رغبةً فیکَ»؛ در این مثال "رغبةً" مصدر منصوبی است که علت انجام کار (آمدن) را بیان می‏کند.

وجه نامگذاری مفعول‏ له
همانطور که در معنای لغوی بیان شد حرف جر "لام" در "مفعول‏ له" برای تعلیل است که با لحاظ این معنا، معنای لغوی در "مفعول‏ له" با معنای اصطلاحی آن موافق خواهد بود؛ زیرا "مفعول‏له" مصدری است که توسط آن، علت و سبب وقوع انجام یافته ای (فعل و عملی) بیان می شود.
جایگاه مفعول‏ له
...

جمله سازی با مفعول له

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واژه‌ها در حالت مفعولی به جای «را» ی فارسی نوشتاری واج /e/ می‌گیرند یا «را» در آنها به «ر» تبدیل می‌شود، مشابه گویش‌های بوشهری، دشتشتانی و آبادانی: ممدِ (محمد را)، غِذارِ (غذا را)، خانه رِ (خانه را)، اُنه (او را) و …

💡 كـلمـه (دحور) به معناى طرد و راندن، و هم به معناى دفع است، و اين كلمه مصدر استبـه مـعـنـاى مـفـعـول كـه چـون حال واقع شده منصوب شده است. و اين كلمه مصدر به معنىمـفـعـول اسـت يـعـنـى ايـن شـيـطـانـهـا مـدحـور و رانـده شـده درگـاه خـدايـنـد مـمـكـن هـم هـسـتمفعول له و يا مفعول مطلق باشد. و كلمه (واصب ) به معناى واجب و لازم است.

💡 چهارم اين كه: (كلمه فطرت مفعول مطلق است براىفعل محذوف، و مقدر، و تقدير كلام (فطر الله فطره فطر الناس عليها) است، يعنىخدا فطرتى درست كرد كه انسانها را نيز بر آن فطرت مفطور كرده ) كه فساد اينوجه حاجت به توضيح ندارد.

💡 این عمل معمولاً شامل قرار دادن و فشار دادن دو آلت تناسلی (و یا آلت مصنوعی که ممکن است برای مقعد بات پلاک باشد) در حالت نعوظ به واژن و مقعد زن است. این یک عمل رایج در پورنوگرافی است. این اصطلاح همچنین می‌تواند وارد کردن و رانش دو آلت تناسلی در حالت نعوظ را در مفعول مانند یک زن (اعم از واژن یا مقعد) یا مقعد مرد را توصیف کند.

💡 (و لكن رحمه من ربك...) - اين جمله نيز استدراك از همان نفى سابق است، و ظاهراكلمه (رحمه ) مفعول له است، (يعنى براى رحمت )، و اگر در اين جمله از سياق سابقكه خدا در آن به عنوان متكلم مع الغير (ما) نامبرده مى شد، به سياق غيبت(پروردگارت ) بر گشت شده، براى اين است كه بهكمال عنايت خدا به آن جناب دلالت كند.