فرهنگ معین
( ~. بُ دَ ) (مص ل. ) با پُرحرفی اسباب دردسر کسی را فراهم کردن.
( ~. بُ دَ ) (مص ل. ) با پُرحرفی اسباب دردسر کسی را فراهم کردن.
( مصدر ) بسیار گفتن و درد سر بحاضران دادن.
با پُرحرفی اسباب دردسر کسی را فراهم کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در حال حاضر درمان مشخصی برای از بین بردن این عارضه وجود ندارد اما وابسته به سایر بیماریهای کودک و میزان حجم مایع مغزی نخاعی، درمان متفاوت است. اگر ماکروسفالی خوشخیم باشد و نیازی به جراحی وجود ندارد اما اگر مایع اضافی بین فضاهای بطنی مغز یافت شود، نیاز حیاتی برای جراحی وجود دارد تا حجم مایع داخل جمجمه کاهش پیدا کند.
💡 مدارک منتشر شده رسمی نشان میدهد که برنامه امکیاولترا از روشهای گوناگونی برای دستکاری حالت فکری افراد و تغییر فعالیتهای مغزی بهره بردهاست. این روشها شامل استفاده پنهان از داروهای مخدر و دیگر مواد شیمیایی، از بین بردن حسهای فرد، تنها گذاشتن و تجاوز جنسی و کلامی بودهاست.