لغت نامه دهخدا
مصالح دار. [ م َ ل ِ ] ( نف مرکب ) خوراکی که دارای مصالح بود. || آنکه دارای مصالح بنایی باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مصالح شود.
مصالح دار. [ م َ ل ِ ] ( نف مرکب ) خوراکی که دارای مصالح بود. || آنکه دارای مصالح بنایی باشد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مصالح شود.
خوراکی که دارای مصالح بود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گويا اضافه كردن جمله ان كنتم مؤ منين اشاره به اين است كه اين دستورات اجتماعى واخلاقى هنگامى ريشه دار و ثمربخش خواهد بود كه از نور ايمان روشن گردد، اما اگربدون پشتوانه ايمان باشد و تنها روى يك سلسله مصالح مادى تكيه كند، دوام و بقائىنخواهد داشت.
💡 اخلاص و ارادت آية الله ميلانى به امام خمينى بر كسى پوشيده نبود چنانچه در نامه اشخطاب به امام خمينى در دوران تبعيد امام در تركيه مى گويد: ((خوشا به سعادت آنسرزمين كه حضرتعالى در آن تشريف داريد)) اما در كنار اين آنچه بيشتر جالب توجهاست ايشان اخلاص و ارادتش با انگيزه و جهت دار بوده و به جهت مصالح مسلمين از ايشانهمواره پشتيبانى كرده است. در اين خصوص به خاطره شهيد سعيدى گوش مى سپاريم:
💡 لازم است پدران و مادرانى كه عهده دار تربيت فرزندان هستند، در تماممراحل زندگى كودك ناظر مصالح جسم و جان او باشند و هر دو را به موازات يكديگرمورد توجه دقيق و پرورش صحيح قرار دهند.