مشت ومال دادن
مترادفها
ماساژ دادن، مالش دادن
فرهنگ معین
(مُ تُ دَ ) (مص م. ) ۱ - با دست کسی یا چیزی را مالش دادن. ۲ - مالیدن اندام کسی به مشت (در گرمابه ). ۳ - (کن. ) گوشمالی دادن، تنبیه کردن. ۴ - به مکر و حیله کسی را سر حال آوردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بادست کسی یا چیزی را مالش دادن. ۲ - مالیدن اندام کسی بمشت ( در گرمابه ): خدمتکار را همراه خود بحمام برد تا او را مشت مال دهد. ۳- تنبیه کردن گوشمال دادن: آن قدر سعی که در مالش دلها دارد مشت مالش اگر ایام دهد جا دارد. ( میرنجات گل کشتی ) ۴ - بمکر و حیله کسی را سرحال آوردن وخشم او را برطرف کردن.
جمله سازی با مشت ومال دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اينجا (جامى ) پى برد كه شيخ عراقى با اين سؤال چه كلاه گشادى به سر او گذاشت و چگونه عوام الناس را بر او شورانيد. معلوم مىشود سالهاست كه اين كاره است، و لابد تاكنون خيلى ها را مشت ومال كرده است.
💡 در فیلمهای اکشن، صحنههای مبارزه و مشت ومال دادن بسیار پرهیجان و هیجانانگیز طراحی میشوند تا مخاطبان را تا لحظه آخر با خود همراه و سرگرم نگه دارند.
💡 تنشهای موجود در محیط کار گاهی منجر به درگیریهای لفظی و حتی مشت ومال دادن بین کارکنان میشود که قطعاً برای محیط حرفهای بسیار مخرب و مضر است.
💡 پلیس در حین ماموریتهای خود گاهی با افرادی روبرو میشود که با پرخاشگری و مشت ومال دادن سعی در مقابله با مأموران و فرار از بازداشت خود دارند.