اقنف

اقنف

کلمه «اقنف» صفتی عربی است که در متون لغوی و ادبی سه معنای متفاوت دارد و هر یک ویژگی خاصی را توصیف می‌کند؛ نخست به اسب سپیدگردن اطلاق می‌شود، به گونه‌ای که گردن آن روشن و سفید است و این صفت در توصیف زیبایی و تمایز اسب‌ها به کار می‌رود. دوم، «اقنف» به مرد خردگوش گفته می‌شود، یعنی کسی که گوشش کوچک است، و این صفت در متون عربی برای توصیف ویژگی‌های ظاهری افراد به کار رفته است. سوم، این واژه برای مردی با بینی ستبر یا برجسته نیز به کار می‌رود، ویژگی‌ای که در توصیف چهره و صفات ظاهری افراد اهمیت داشته است. به این ترتیب، «اقنف» صفتی چندوجهی است که هم در توصیف حیوانات و هم در توصیف ویژگی‌های فیزیکی انسان کاربرد دارد و در متون عربی جایگاه مشخصی دارد. استفاده از این صفت در ادبیات و لغت‌نامه‌ها نشان‌دهنده دقت زبان عربی در تفکیک ویژگی‌های ظاهری و شخصیتی است و هر یک از معانی آن در زمینه مناسب خود به‌کار گرفته می‌شود.

لغت نامه دهخدا

اقنف. [ اَ ن َ ] ( ع ص ) اسب سپیدگردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). رجوع به صبح الاعشی ج 2 ص 21 شود. || مرد خردگوش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ). آنکه گوش وی خرد بود. ( مهذب الاسماء ). ج، قُنف. ( مهذب الاسماء ). || مردستبربینی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز