لغت نامه دهخدا
مرکب انداختن. [ م َ ک َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از تاختن و حمله کردن: مسلمانان در موافقت او مرکب انداختند و نیک بکوشیدند. ( ترجمه اعثم کوفی ص 105 ).
مرکب انداختن. [ م َ ک َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از تاختن و حمله کردن: مسلمانان در موافقت او مرکب انداختند و نیک بکوشیدند. ( ترجمه اعثم کوفی ص 105 ).
کنایه از تاختن و حمله کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه هر جای مرکب توان تاختن که جا، جا سپر باید انداختن