مرغ فروشی

لغت نامه دهخدا

مرغ فروشی. [ م ُ ف ُ ] ( حامص مرکب ) حرفه و عمل و شغل مرغ فروش. رجوع به مرغ فروش شود. || ( اِ مرکب ) محلی که مرغ در آن فروشند.

فرهنگ فارسی

شغل و عمل مرغ فروش.

جمله سازی با مرغ فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «اینجا[=گودال لطفی]، مرکز بزرگ مرغ فروشی است و عده‌ای کبوترباز حرفه‌ای، در این محل به فریبکاری مشغولند، زیرا کبوترانی که می‌فروشند، طوری تربیت کرده‌اند که پس از فروش، همین که به هوا پرواز کردند، به سوی محل اصلی بازمی‌گردند!»

💡 برای خرید گوشت تازه و سالم، بهترین مکان مراجعه به یک مرغ فروشی معتبر است که استانداردهای بهداشتی را به دقت رعایت می‌کند.

💡 مدیریت یک مرغ فروشی موفق نیازمند داشتن دانش کافی درباره انواع پرندگان و همچنین رعایت دقیق اصول نگهداری مواد غذایی در محیط فروشگاه است.

💡 در محله‌های شلوغ شهری، وجود یک مرغ فروشی با قیمت مناسب می‌تواند یکی از نیازهای اساسی و روزمره ساکنان آن منطقه باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران