فرهنگ معین
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) با هم بودن، همراه بودن.
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) با هم بودن، همراه بودن.
با هم بودن، همراه بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و كسى كه دو زن داشته باشد و در امور زناشويى، بودن با آنها و امور مالى بعدالتبا آنها رفتار نكند، در روز قيامت با تشنگى و بدن كج محشور مى شود تا وقتى كه واردجهنم شود. و كسى كه به ناحق همسايه اش را اذيت كند، خداوند بوى بهشت را بر او حراممى نمايد و جايگاهش جهنم خواهد بود. بدانيد كه بدون شك خداوندعزوجل از مرد در مورد حق همسايه مى پرسد و كسى كه حق همسايه اش را از بين ببرد از مانيست.
💡 1 حقيقت عالى رنج (دوكاهام آريا ساكام )؛ بودا مى گويد: زائيده شدن رنج است، پيرىرنج است، بيمارى رنج است، مرگ رنج است، از عزيزان دور بودن رنج است، باناعزيزان محشور شدن رنج است، به آرزو نرسيدن رنج است. سخن كوتاه، همه پنجبخش دلبستگى رنج اند.
💡 فرمود: اما كفن كردن او را در لباس خود به جهت آن بود كه روزى گفتم: بسيارى از مردمروز قيامت براى عرض اعمال از قبرهاى خود عريان محشور مى شوند. ((فاطمه )) ضجهاى زد و گفت: اى واى از رسوايى روز قيامت و عريان بودن بدن ها! پس من لباس خود رابه او پوشاندم. در نمازى كه بر ((فاطمه )) خواندم از خداوند خواستم كه آن كفن راكهنه نگرداند تا زمانى كه ((فاطمه )) در بهشت وارد شود خداوند دعاى مرا مستجاب كرد.
💡 دیگر بسیار جای شک و شبهه بود که زندگی آرام، بیدغدغه و در گوشهٔ انزوا بهمراتب از لذات زندگی، محشور بودن با مردم و زندگی پردغدغهٔ فعّال بهتر و بالاتر باشد.