لغت نامه دهخدا
مجسمه ریز. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) آن که مجسمه ریزد. آن که کار وی ریختن مجسمه باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجسمه ریختن شود.
مجسمه ریز. [ م ُ ج َس ْ س َ م َ / م ِ ] ( نف مرکب ) آن که مجسمه ریزد. آن که کار وی ریختن مجسمه باشد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مجسمه ریختن شود.
آنکه مجسمه ریزد
💡 در سال ۱۳۵۱ به محصص سفارش ساخت مجسمهٔ خانواده سلطنتی جهت نصب در یکی از پارکهای عمومی تهران داده شد و این اثر مانند تمام مجمسههای هنرمند در ایتالیا برنز ریزی شد، او با قبول سفارش ساخت این مجسمه دست به خلق یکی از انتقادیترین آثار پیرامون این خانواده زد تا جایی که میتوان آن را یکی از تلخترین آثار این هنرمند بهشمار آورد، ملکه با صورتی مغموم و نگران خیره به آینده ای نامعلوم و شاه با صورتی درهم فرورفته جدای از دیگران در سرمای حاکم بر ذهن آشفتهٔ خود در شنل سنگینش فرورفته است. در طول تاریخ هنر ایران میتوان این اثر را یگانه دانست، که در آن وقت و در قالب سفارشی درباری اثری انتقادی دربارهٔ پادشاه و خانواده او ساخته شده است. اما سالها بعد محصص دربارهٔ نابودی این اثر اینگونه میگوید: خانم دیبا من را خواست و گفت، اعلی حضرت مجسمه خانواده سلطنتی را نپذیرفتند و خواستهاند آن را خراب کنید. محصص با همان لهجهٔ شیرین رشتی میگوید: