متصدی وسایل صحنه
مترادفها
مسئول صحنه، مدیر صحنه
فرهنگستان زبان و ادب
{property assistant, prop assistant} [سینما و تلویزیون] یکی از افراد گروه تولید که نگهداری و تنظیم موقعیت وسایل صحنۀ فیلم را بر عهده دارد
ویکی واژه
یکی از افراد گروه تولید که نگهداری و تنظیم موقعیت وسایل صحنۀ فیلم را بر عهده دارد.
جمله سازی با متصدی وسایل صحنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هوگو و الیزابل به کتابخانه برمیگردند و اینبار کتابهایی دربارهی سینما را جستوجو میکنند؛ به کتابی از رنه تابارد میرسند که اطلاعاتی جامع دربارهی کارگردانها و روند ساختهشدن فیلمها را دربرگرفتهاست. آنها به همان تصویر معروفِ ماه میرسند و نویسندهی کتاب، تابارد، در این لحظه سر میرسد. او اشاره میکند که کارگردان این فیلم ژرژ ملییس است که چندین سال است درگذشتهاست. او از گذشتهی این کارگردان میگوید و بچهها نیز او را مطلع میکنند که ژرژ زنده است. مدتی بعد هوگو، الیزابل و تابارد به خانهی ژرژ رفته و نسخهای نایاب از سفر به ماه را برای همسر او و بچهها توسط تابارد به نمایش درمیآید. طولی نمیکشد که ژرژ نیز سر میرسد، و شگفتزده از وجود نسخهای از فیلمهایش، داستان گذشتهی خویش را بازگو میکند. او اشاره میکند که پس از جنگ جهانی اول دیگر علاقهای به تماشای فیلمهایش توسط مردم وجود نداشت و او رفتهرفته توانایی خویش در دادن حقوق عوامل فیلمهایش را از دست داد؛ شبی در نهایت افسردگی، وسایل صحنه و نسخههای فیلمهایش را سوزاند.