لگام از سر گرفت

مترادف‌ها

کنترل را به دست گرفت، افسار را کشید

لغت نامه دهخدا

لگام از سر گرفته. [ ل ُ / ل ِ اَ س َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کنایه از توسن خودسر و بی لگام است:
مرا در خانه ای خیش سواری
لگام از سر گرفته استری هست
زند بر تیغ جوهردار خود را
به این معنی که جو در جوهری هست.ملا عشرتی ( از آنندراج ).

جمله سازی با لگام از سر گرفت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 زینسان که دل در عاشقی بگسست تقوی را رسن نتوان لگام از شرع کرد این توسن بد رام را

💡 لگام از سر رخش برداشت خوار رها کرد بر خوید در کشتزار

💡 لگام از سر رخش برداشت خوار چرا دید و بگذاشت در مرغزار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران