فرهنگ معین
( ~. گُ تَ ) (مص م. ) (کن. ) متهم کردن، رسوا کردن.
( ~. گُ تَ ) (مص م. ) (کن. ) متهم کردن، رسوا کردن.
( مصدر ) متهم کردن رسوا کردن: دختر. بی شرم.... میخواهی لک روی دخترم بگذاری ?
(کن.)
متهم کردن، رسوا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در رابطه با جريان يهود و موضعگيرى آنها در براندازى اسلام، در ذكر غائله بنىقينقاع مفصلا صحبت كرديم و اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله خودش دستورقتل كعب را صادر فرمود و شب در بقيع به انتظار نشست، كاملاقابل دقت است، محارب و مفسد بايد از بين برود، آزاد گذاشتن او مساوى با حذف اسلام وسلب امنيت جامعه است.
💡 حدیث صحبت جانان مثال سیم و زرست گذاشتن به غم و یافتن به دشواری
💡 گذاشتن ز هوس، عمر خویش بر سر مال کشیدن این همه نقصان پی زیاده بس است