لف الکرم

لغت نامه دهخدا

لف الکرم. [ ل ِف ْ فُل ْ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) عسلوج رز. و قیل: هو شی ملفوف علی الکرم من نفسه. عسالج الکرم خوانند ( و در کرم گفته شد ) و آن را به شیرازی استخوانک خوانند. ( اختیارات بدیعی ). خیوطی است که از تاک میروید. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

عسلوج رز. خیوطی است که از تاک می روید.

جمله سازی با لف الکرم

💡 الکرم (به عربی: الکرم) یک منطقهٔ مسکونی در تونس است که در استان تونس واقع شده‌است. الکرم ۷۴٬۱۳۲ نفر جمعیت دارد.

💡 واسطی گفته: چون ایشان را در دنیا زهد فرمود، بچشم ایشان اندکی ساخت، و در قرآن مجید «قلیل» خواند، تا ترک آن بر ایشان آسان شود، هذا غایة الکرم و الرّحمة. و گفته‌اند: ربّ العزّة عارفان را درین آیت از دنیا بربود و بعقبی کشید، بآنچه گفت: وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِمَنِ اتَّقی‌ پس از عقبی نیز بربود، و بخود کشید بآنچه گفت: وَ اللَّهُ خَیْرٌ وَ أَبْقی‌.

💡 گفت: با من عتاب کرد. گفت: در دنیا ا زمن چرا چندین ترسید ی؟ اما علمت ان الکرم صفتی. ندانستی که کرم صفت من است؟

💡 چشم من است و دست تو یا معدن الکرم دست من است و دامنت، ای مظهر السّخا