لب به دندان گ

لغت نامه دهخدا

لب به دندان گزیدن. [ ل َ ب ِ دَ گ َدَ ] ( مص مرکب ) با گزیدن لب، خشم یا اسف یا شگفتی یا پشیمانی نمودن. رجوع به لب گزیدن شود:
وگر سیدش لب به دندان گزد
دماغ خداوندگاری پزد.سعدی.چه خوش گفت دیوانه مرغزی
حدیثی کز آن لب به دندان گزی.سعدی.

جمله سازی با لب به دندان گ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امام عليه السلام لب به سخن گشود و فرمود: اى علىّ! آن هائى كه از من بهتر و برتربوده اند، به طور مرتّب كوشش و تلاش داشته اند و هر كدام به نوعى كار مى كرده اند.

💡 شخصى كه شاهد اين جريان بود، از اين برخورد تعجّب كرد و سپس لب به اعتراضگشود؛ و اظهار داشت: آيا آن همه هدايا به يك معلّم پرداخت مى شود؟!

💡 از یاد شکّرخنده‌اش، تلخی هجران شد لذیذ زان لب به کام زخم ما، شور نمکدان شد لذیذ

💡 خال کنج لب به قصد مرغ دل گیراتر است دانه را صیاد ما بر دام استادانه ریخت

💡 خوشه را از هم جدا چون دانه سازد راه تنگ یک سخن زان لب به چندین بار می آید برون!