قوی استخوان

متضادها

ضعیف استخوان

فرهنگ عمید

۱. آن که استخوان های درشت و محکم دارد.
۲. [مجاز] پهلوان.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه دارای استخوانهای محکم باشد پهلوان: بهیکل هزبری قوی استخوان بهیبت پلنگی گه کین دمان.

جمله سازی با قوی استخوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دست ستم قوی شد و بازوی کین گشاد تیغ آنچنان براند که از استخوان گذشت

💡 مصرف منظم مواد مغذی مانند کلسیم و ویتامین دی برای داشتن بدنی که فرد در آن قوی استخوان باشد، در دوران کودکی بسیار اهمیت دارد.

💡 ورزشکاران حرفه‌ای همیشه تلاش می‌کنند با رژیم‌های غذایی خاص، خود را برای مسابقات آماده کنند تا در طول تمرینات سخت، افرادی قوی استخوان باشند.

💡 با افزایش سن، بسیاری از افراد برای حفظ سلامت خود و رسیدن به وضعیتی که قوی استخوان باقی بمانند، به پزشکان و متخصصان تغذیه مراجعه می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران