قوره تو
لغت نامه دهخدا
قوره تو. [ رَ ت ُ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی قصرشیرین. محصول آن غلات، دیم و صیفی کاری. شغل سکنه آن زراعت و گله داری است. این دهستان از 8 آبادی کوچک تشکیل شده و جمعیت آن در حدود 950 تن و قرای مهم آن هدایت، شهسواری و برارعزیز است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی قصرشیرین.
جمله سازی با قوره تو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زیوه قوره، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.
💡 ایلراههای خراسان شمالی از سه ایلراه اصلی تشکیل شدهاست: ایلراه شمالی مسیر شمال شهرستانهای قوچان، فاروج، شیروان، گیفان، راز و جرگلان و مراوهتپه است. ایلراه میانی از قوچان تا مانه و سملقان در اطراف رودخانه اترک و کالیمانی و مراوهتپه است.. ایلراه جنوبی در مسیر جنوب شهرستانهای قوچان، فاروج، شیروان، اسفراین، جنوب بجنورد، قورهمیدان و مراوهتپه قرار دارد.
💡 شهاب قورهجیلی در دور نخست با نتیجه بر ۲ بر یک مقابل زویادی پاتاریدزه از گرجستان شکست خورد و با توجه به شکست پاتاریدزه مقابل کشتیگیری از کوبا، نماینده سنگین وزن کشورمان از دور این رقابتها کنار رفت.
💡 از جمله نوازندگان ارکستر رادیو کردی کرمانشاه میتوان به اسماعیل مسقطی، بهمن پولکی، اسکندر قورهدان، محمد عبدالصمدی، محمود مرآتی، ابوالقاسم پرندیان، محمود آهوان، محمود بلوری، اکبر ایزدی و … اشاره کرد. صدابردار بیشتر آثار به جای مانده از این ارکستر، بهمن طهموری و فیروز آجیلچی بودهاند.