قوت یافتن

لغت نامه دهخدا

قوت یافتن. [ ق ُوْ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) قوت گرفتن. نیرو گرفتن. توانا شدن: و پادشاهی قوت یافت. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

قوت گرفتن نیرو گرفتن توانا شدن

جمله سازی با قوت یافتن

💡 چه مقرر است که همگنان را در کسب سعادت و طلب دولت حرکتی بباشد و هریک فراخور حال خود از آن جهت سودایی بپزد، اما یافتن آن به قوت همت و ثبات عزیمت دست دهد.

💡 آکین اولین شعرش را در نشریه «خبر آخر» در سال ۱۹۵۱ منتشر کرد. سپس در نشریه‌های حصار، وارلیک (دارایی)، هفت تپه، زبان ترکی، و ملکیه شعرهایش منتشر شد. در شروع کار موضوع شعرهایش شامل طبیعت، عشق، جدایی، دلتنگی بود و بعدها به مشکلات اجتماعی پرداخت. در اوایل دهه ۸۰ زندگی مردم در زندگی و شعرهایش بازتاب پیدا کرد. در شعرهای بعدی‌اش به مسایل اجتماعی تمایل نشان داد. با الهام از جاهایی که گشته و دیده بود و با غنی‌سازی شعرش با عشق به انسان، آن را در زندگی خلق و روابط اجتماعی به کار گرفت. او در شعرش از عوامل فولکلور تا حد زیادی بهره گرفت. در کتابش به نام «محاصره حقیقی شعر» (۱۹۸۳) که نوشته‌هایش در قالب شعر را منتشر کرده‌است، تمایلش به پرداختن به مسایل مردم، ترویج عنصر و قالب‌های موجود در خلق به شکل دیالکتیک، قوت یافتن به زندگی مردم و شکل زندگی با کمک قوت بخشیدن به شعر را با سخنانش شرح داده‌است.