قله کش

لغت نامه دهخدا

قله کش. [ ق َ ل َ ک َ ] ( اِخ ) از دههای نور است. رجوع به مازندران و استرآباد رابینو ص 149 شود.

فرهنگ فارسی

از دههای نور است

جمله سازی با قله کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وز قله‌های صعب کلانشان به اتفاق آتش زند زبانه چو آب از فواره‌ها

💡 خنجر رخشنده‌ش از کوههٔ توسن عیان یا روان از قله ی کهسار سیلی موج‌زن

💡 ـ از طریق گردنه سیالان و گردنه گرم‌کوه نیز می‌توان به این قله صعود کرد.

💡 دره‌های عمیق و بی‌نظیر در ایران، کوه باباکمال و کوه‌های بی‌نظیر و ردیفی مقابل روستای قله زو، غار قارانلق

💡 نشان عدل چه جوئی در این دو سر قافان که زین شهپر سیمرغ شد به قله قاف