لغت نامه دهخدا
قلندرباز. [ ق ُ ل ُ دُ ] ( نف مرکب )زن کم حفاظ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قُلندر شود.
قلندرباز. [ ق ُ ل ُ دُ ] ( نف مرکب )زن کم حفاظ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به قُلندر شود.
زن کم حفاظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سمور و حریر بیزارم باز میل قلندری دارم
💡 از کتان و سمور بیزارم باز میل قلندری دارم
💡 زاهد ما دوش باز در ره بت پا نهاد دین قلندر گرفت، خانه یغما نهاد
💡 یک لحظه به بازارِ قلندر بگذر تا از بد و نیک دو جهان باز رهی
💡 نیاساید از رقص و زخرقه بازی زهی پاکباز قلندر شکوفه