لغت نامه دهخدا
قلعه جمشید. [ ق َ ع َ ج َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در یک هزارگزی جنوب سبزواران. سر راه فرعی سبزواران به کهنوج. سکنه آن 25 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
قلعه جمشید. [ ق َ ع َ ج َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت، واقع در یک هزارگزی جنوب سبزواران. سر راه فرعی سبزواران به کهنوج. سکنه آن 25 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده کوچکی است از دهستان سبزواران بخش مرکزی شهرستان جیرفت واقع در یک هزار گزی جنوب سبزواران سر راه فرعی سبزواران کهنوج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درخصوص وجه تسمیه اطلاع مکتوب در دسترس نیست، عدهای بر این باورند که عربها و رومیان از اینجا گندم خریداری میکردند و آنها گفتند «خنجین» یعنی محل پر از گندم. بعضیها بر این باورند که اصل کلمه خنجوم بودهاست و منظور از جوم یعنی ویران شده میگویند زمانی این منطقه در اثر یک حادثه طبیعی مانند زلزله به کلی ویران شدهاست. البته نظر دیگری نیز نظرها را به خود جلب میکند و آن این که با توجه به این که جمشید جم در این روستا خانه و قلعهای داشته که نام خنجین برگرفته از همین خانه جم است که بعدها به خانه جین و در نهایت به خنجین تبدیل میشود.
💡 مر این قلعه را ساخت هنگام خویش جهانجوی جمشید فرخنده کیش