قلعه جق

لغت نامه دهخدا

قلعه جق. [ ق َ ع َ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش ارزن شهرستان همدان، واقع در 62هزارگزی جنوب خاوری قصبه رزن و 4هزارگزی جنوب خاوری طمه جی. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری مالاریایی است. سکنه آن 515 تن است. آب آن از چشمه و قنات و محصول آن غلات، حبوب، صیفی، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان، قالی بافی است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
قلعه جق. [ ق َ ع َ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش زراب شهرستان سنندج، واقع در 44هزارگزی خاور زراب و راه اتومبیل رو سنندج به مریوان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. سکنه آن 120تن است. آب آن از رودخانه شیخان و محصول آن غلات، لبنیات، توتون، و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه اتومبیل رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان کلاترزان بخش زراب شهرستان سنندج واقع در ۴۴ هزار گزی خاور زراب و راه اتومبیل رو سنندج به مریوان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است.

جمله سازی با قلعه جق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بود ز بیم کف راد گوهر افشانش درون قلعه خارا همیشه مسکن عین

💡 چو سام آن چنان قلعه در باز دید به ایوان کاخش علم بر کشید

💡 قلعه ویران کرد و از کافر ستد بعد از آن بر ساختش صد برج و سد

💡 ز حرف نرم، دل دشمنان بدست آید چو چرب گشت زبان، قلعه گیر بی جنگ است

💡 خار چمن را بگو: کز سر شاخ درخت تیغ میفگن، که شد قلعه به فرمان گل

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران