لغت نامه دهخدا
قبض روح کردن. [ ق َ ض ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) جان ستدن. گرفتن جان. میراندن.
قبض روح کردن. [ ق َ ض ِک َ دَ ] ( مص مرکب ) جان ستدن. گرفتن جان. میراندن.
جان ستدن گرفتن جان میراندن
💡 و نيز نقل شده كه از عزرائيل پرسيدند اين قدر كه تا كنون قبض روح مردم را كرده اى آيا ترا بر كسى ترحم و شفقت حاصل شده است جواب داد آرى يكى بر بچه اى كه درميان يك كشتى متولد شد و دريا طوفانى گرديد و من ماءمور قبض روح مادر آن بچه شدم وآن نوزاد بر تخته پاره اى مانده و بجزيره اى افتاد ديگرى ترحّم بر شداد كردم كه بهشتى با آن زحمت در ساليان دراز ساخت و او را اجازه ندادند كه يك مرتبه بهشت خود راببيند.
💡 # قرآن مى فرمايد: حتّى اِذا جاءَ اَحَدَهُم المَوتَ قالَ رَبّ ارجِعُونِ لَعلّى اءعمَلُ صالِحاًفِيما تَرَكتُ(232) تا اينكه مرگ يكى از آنان فرارسد، از خدا استمداد مى كند وبه ماءموران قبض روح مى گويد: مرا برگردانيد تا شايدعمل صالحى (با اموالى كه جمع كرده و اكنون بجا مى گذارم و مى روم ) انجام دهم، ليكنبه اين آرزوها هرگز لباس عمل پوشانده نمى شود و جواب همه اين ناله ها منفى است.
💡 در اين مرتبه كه آن جوان آمد، ملك الموت نيز آمد، حضرت داود به او گفت: تو نگفتى كهماءمور شده ام به قبض روح اين جوان تا هفت روز ديگر؟
💡 در تعقيب بحثهاى مربوط به جهاد، در اين آيات اشاره به سرنوشت شوم كسانى مى شودكه دم از اسلام مى زدند ولى برنامه مهم اسلامى يعنى هجرت را عملى نساختند در نتيجه به واديهاى خطرناكى كشيده شدند و در صفوف مشركان جان سپردند، قرآن مى گويد:كسانى كه فرشتگان قبض روح، روح آنها را گرفتند در حالى كه به خود ستم كردهبودند، و از آنها پرسيدند، شما اگر مسلمان بوديد، پس چرا در صفوف كفار قرارداشتيد و با مسلمانان جنگيديد!)
💡 از ظاهر اين جمله بر مى آيد كه خداى تعالى او را قبض روح كرده، و به همان حال صد سال باقيش داشته، و پس از صد سال دوباره روحش را به بدنش برگردانيده است.