کلمهی «قایم کردن» در فارسی محاورهای به معنای پنهان کردن، دور از دید قرار دادن یا مخفی کردن چیزی است. این تعبیر از ریشهی «قایم» به معنای ایستاده یا باقیمانده نیست، بلکه در کاربرد عامیانه به معنای «مخفی» تحول معنایی یافته است. «قایم کردن» معمولاً زمانی به کار میرود که فرد میخواهد شیء یا موضوعی را از دید دیگران دور نگه دارد تا پیدا نشود یا کسی متوجه آن نشود. این پنهانسازی میتواند به دلایل مختلف باشد؛ مانند مراقبت از یک وسیله ارزشمند، جلوگیری از دسترسی دیگران یا ایجاد یک غافلگیری. در فرهنگ گفتاری، این اصطلاح نسبت به «پنهان کردن» حالت غیررسمیتر و صمیمانهتری دارد. در ادبیات و داستانها نیز «قایم کردن» برای نشاندادن رفتارهای رازآلود، کودکانه یا بازیگوشانه بهکار می رود. در مکالمات روزمره، معمولاً برای اشیاء کوچک مانند کلید، پول، خوراکی یا یادگاری استفاده میشود. همچنین گاهی بهصورت استعاری برای پنهانکردن احساسات یا افکار نیز کاربرد دارد. این کلمه با واژههایی چون پنهانکردن، مخفیسازی و نهفتن هممعنی است.
قایم کردن
لغت نامه دهخدا
قایم کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پنهان کردن: قایم نکنی،پنهان نکنی. ( آنندراج ). قایم شده در اطاق یعنی در کمره پنهان گشت. ( آنندراج ). || محکم کردن.
فرهنگ فارسی
۱ - نصب کردن بپا داشتن افراشتن ۲ - محکم کردن ۳ - پنهان ماندن.