قان قان
لغت نامه دهخدا
قان قان. ( مغولی، اِ ) ریشه کلمه خاقان است و آن مخفف قان قانات است و لقبی است مخصوص شاهان و بزرگان مغول. ( النقود العربیه ص 134 ).
فرهنگ فارسی
ریشه کلمه خاقان است و آن مخفف قان قانات است و لقبی است مخصوص شاهان و بزرگان مغول.
جمله سازی با قان قان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به عبارت دیگر، برای نظریه دو بروگلی-بوم، قانون بورن به عنوان یک قضیه ایستاده است مگر اینکه یک فرض اضافی معرفی شود (مشابه نظریه کوانتومی معمولی).
💡 عیسی چه بد؟ مروت و قانون چه بود؟ حرص کاین در زمین فروشد و آن به آسمان پرید
💡 آری مگر علاج به قانون نمیرود تا بسته است نقش در دل و بیرون نمیرود
💡 حزب پان ایرانیست در سال ۱۳۹۷ قانون اساسی پیشنهادی خود را ارائه داد که مهمترین اصول آن نظام پارلمانی، پادشاهی مشروطه، حاکمیت ملی و سکولاریسم هستند.
💡 ماچی بوگیو مسئولیت اداره شهر شامل قانون گذاری، اداره، پلیس و ادارات آتشنشانی در شهر ادو را بر عهده داشت.
💡 نیست قانون محبت ساز نیرنگ دویی ای تن من خاک پایت آمدی تنها بیا!
💡 صدای قان قان کودک در میان سکوت شب، باعث شد که تمام اعضای خانواده از خواب بیدار شوند و با نگرانی به دنبال او بگردند.
💡 او با صدای قان قان و گریههای ممتد، سعی داشت توجه والدین خود را به مشکلاتی که در مدرسه با آنها روبرو شده بود جلب کند.
💡 شنیدن صدای قان قان از اتاق کودک، نشان میداد که او احساس تنهایی میکند و نیاز دارد که کسی در کنارش باشد و او را آرام کند.