لغت نامه دهخدا
قاطربار. [ طِ ] ( اِ مرکب ) در اصطلاح مردم اصفهان بیست وپنج من است به من تبریز.
قاطربار. [ طِ ] ( اِ مرکب ) در اصطلاح مردم اصفهان بیست وپنج من است به من تبریز.
در اصطلاح مردم اصفهان من است بمن تبریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به شب پادشاهان، چندی بعد، جادوگران سوگاراموردی، قاطر، ۳۰ سکه، بار، جنبه دیگر همبستر شدن، سوئیس کوچک و ۱۳ گل رز اشاره کرد.
💡 اين بار نيز حضرت سلام اللّه عليه، عمامه خود را از سر برداشت و روى زين قاطر نهادو بدون فاصله، سريع آن را برداشت و روى سر خود گذارد.
💡 بیگداگ دارای ۹۱ سانتیمتر طول، ۷۶ سانتیمتر ارتفاع و ۱۱۰ کیلوگرم وزن بوده و تقریباً به اندازه یک قاطر کوچک است. این روبات، قادر است در زمینهای دشوار با سرعت ۶،۴ کیلومتر بر ساعت پیمایش کرده و ۱۵۰ کیلوگرم بار را در مسیرهایی با شیب ۳۵ درجه با خود حمل کند.
💡 معنای شعر: ملکشاهی را آن هنگام به یادآور، که گوش و بینی به اندازه بار صد قاطر بریدند.
💡 در یکی از دور افتادهترین گوشههای چین، بخشی از دیوار بزرگ چین توسط اهالی محل در حال ترمیم شدن است. در این منطقه امکان استفاده از ماشینهای باری برای حمل و نقل میسر نیست، اهالی محلی آجرها را با قاطر جابهجا میکنند.