قاضی بالا
لغت نامه دهخدا
قاضی بالا. ( اِخ ) دهی جزء دهستان راه جرد بخش دستجرد شهرستان قم. در 27هزارگزی خاور دستجرد و سر راه فرعی قم به دستجرد در دامنه واقع و سردسیر است. 247 تن سکنه دارد. آب آن از 3 رشته قنات و محصول آن غلات و پنبه وبادام و پسته و انگور و شغل اهالی زراعت است. مزارع فیروزآباد و ده کرم و ابراهیم آباد جزء این ده است. راه ماشین رو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
فرهنگ فارسی
دهی جزئ دهستان راه جرد - بخش دستجرد شهرستان قم در ۲۷ هزار گزی خاور دستجرد و سر راه فرعی قم به دستجرد و در دامنه واقع و سردسیر است.
جمله سازی با قاضی بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به دلایل بالا به نظر میآید که حکم قاضی باعث نقض حکم خودش شدهاست، چرا که اگر حکم را اجرا کند، خلاف حکم خود عمل کرده و اگر اجرا نکند، باز هم خلاف حکم خود رفتار نمودهاست.
💡 ۲۲ قانونگذار دیگر رو به سمت موسی هستند و فقط نقشبرجستهٔ موسی رو به جلوست. موسی هشت بار در کندهکاری حلقه سقف تالار بزرگ دیوان عالی آمریکا نمایانده شدهاست و یکی از آنها درست بالای سر قاضی ارشد است..