لغت نامه دهخدا
قار و قور. [ قارْ رُ ] ( اِ صوت مرکب ) آواز شکم. || قرقر با آواز بلند.
قار و قور. [ قارْ رُ ] ( اِ صوت مرکب ) آواز شکم. || قرقر با آواز بلند.
(رُ ) (اِمر. ) (عا. ) = غار و غور: صدایی که از شکم شنیده می شود به ویژه در هنگام گرسنگی.
(عا.)
غار و غور: صدایی که از شکم شنیده میشود به ویژه در هنگام گرسنگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از سخنان على عليه السلام در ذى قار و معرفى طلحه و زبير و روشن كردناهداف و بهانه هاى آن ها، برخى از ياران طى سخنان اعلان موافقت و فرمانبردارى كردند،ابو زينب ازدى نيز برخاست و چنين گفت:
💡 و قار و حلم و زجرم و خطاستوده شدند وقار و حلم چه باشد اگر خطا نبود؟
💡 (قال عبدالله بن عباس دخلت على اميرالمؤ منين عليه السلام بذى قار و هو يخصفنعله فقال لى: ما قيمة هذا النعل ؟ فقلت لا قيمة لها.فقال عليه السلام و الله لهى احب الى من امرتكم الا ان اقيم حقا او ادفع حقا او ادفعباطلا. ) (1152)
💡 آن شقایق همچو در منقار طوطی مانده قار وان گل دو روی چون بر زر سوده معصفر
💡 به هر حال زمان را چه جوهر مادى بدانيم و يا جوهر مجرد و يا عرض غير قار و يا خودحركت و چه مقدار حركت وجود او همانند وجود ديگر ممكنات واجب بالغير است و برداشتنىنيست.
💡 (( قال عبد الله بن عباس: دخلت على امير المومنين عليه السلام بذى قار و هو يحصفنعله فقال لى ما قيمة هذا النعل ؟ فقلت لا قيمة لها.فقال عليه السلام: و الله لهى احب الى من امرتكم الا ان اقيم حقا او ادفع باطلا.))