لغت نامه دهخدا
فین فین. ( اِ صوت ) فین. نفس به تندی گرفتن. ( آنندراج ). رجوع به فین ( اِ صوت ) شود.
- فین فین کردن. رجوع به این ماده شود.
فین فین. ( اِ صوت ) فین. نفس به تندی گرفتن. ( آنندراج ). رجوع به فین ( اِ صوت ) شود.
- فین فین کردن. رجوع به این ماده شود.
(اِصت. ) صدای مقطع بیرون راندن ها هوا از سوراخ بینی.
فین نفس به تندی گرفتن. فین فین کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان فین قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۴ نفر (۱۶خانوار) بودهاست.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است میتوان به تام سایر و هاکلبری فین، سوپر ۸، النور عزیز و غرفه بوسه اشاره کرد.
💡 خانه تاریخی سهامی مربوط به اواخر دوره قاجار - اوایل دوره پهلوی است و در شهرستان کاشان، بخش مرکزی، شهر کاشان، فین بزرگ، محله حاج نایب، کوی جول آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ با شمارهٔ ثبت ۲۶۵۸۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 فین ولفهارد (به انگلیسی: Finn Wolfhard) هنرپیشه و خواننده کانادایی است. او بیشتر به خاطر بازی در نقش مایک ویلر در سریال تحسین شده چیزهای عجیب از شبکه نت فلیکس شناخته شدهاست. فین از سال ۲۰۱۳ تاکنون مشغول فعالیت است.