فریب امیز

لغت نامه دهخدا

( فریب آمیز ) فریب آمیز. [ ف ِ / ف َ ] ( نف مرکب ) فریبنده. فریبا. دلفریب. خاطرفریب:
ساقی فریب آمیز بین مطرب نشاطانگیز بین
بازار می زآن تیز بین مرسوم جان را تازه کن.خاقانی.

فرهنگ عمید

( فریب آمیز ) آمیخته به فریب و خدعه.

فرهنگ فارسی

( فریب آمیز ) فریبنده. فریبا

جمله سازی با فریب امیز

💡 این مفهوم مبتنی بر منطق ذیل است: فریب یک بُعد اساسی ارتباطات در طبیعت است، هم میان گونه‌های مختلف و هم در درون هر کدام از گونه‌ها، علت پیدایش فریب این است تا یک فرد بتواند مزایایی بر فرد دیگر حاصل کند. حیوانات از صداهای هشدار گرفته تا تقلید کردن صدای شخصی دیگر، در تلاش هستند تا زندگی خود را طولانی‌تر نمایند. آن‌هایی که قادر اند فریب را بهتر درک کنند، احتمالاً بیشتر زندگی می‌کنند. در نتیجه، رفتار خود فریبی به این هدف ایجاد گردید تا فریب را بتوان از آن‌هایی که فریب را بخوبی درک می‌کنند بپوشاند، یا آن‌گونه که تریورز می‌گوید: «پنهان کردن حقیقت از خود تا بتوان آنرا از دیگران بیشتر پنهان کرد». در انسان‌ها، آگاهی از این‌که فردی دارای رفتار فریب آمیز است، اغلب از علائم فریب چون حرکت نامنظم سوراخ بینی، پوست سرد و نامطلوب، کیفیت و لحن صدا، حرکات چشم یا چشمک زنی بیش از حد، دانسته می‌شود؛ بنابراین، اگر خود فریبی شخص را قادر سازد تا به فریب‌های خود باور کند، دیگر او این چنین علائم فریب را از خود بروز نداده و به نظر می‌رسد که حقیقت را می‌گوید.

💡 هنر و همچنین علم تجزیه و تحلیل ترافیک وجود دارد. تحلیلگران کارشناس احساساتی را برای آنچه که واقعی هستند و فریب آمیز است. برای مثال، هری کییدر یکی از ستاره شناسان ستاره جنگ جهانی دوم است، ستاره ای که پشت پرده مخفی SIGINT پنهان شده‌است.

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
چای یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز