واژه «فروغ گرفتن» در زبان فارسی به معنای روشن شدن، نور گرفتن، درخشیدن یا پدیدار شدن روشنایی است و برای بیان حالتی به کار میرود که در آن نور یا روشنایی در جایی ظاهر میشود یا افزایش مییابد. این ترکیب از واژه «فروغ» به معنای نور، روشنایی و درخشندگی و «گرفتن» به معنای پیدا کردن، به دست آوردن یا شروع شدن تشکیل شده است و در مجموع به معنای به دست آمدن روشنایی یا آغاز درخشش است. هنگامی که گفته میشود جایی فروغ گرفت، منظور این است که آن مکان روشن شد یا نور در آن پدیدار گردید. این واژه هم در معنای واقعی و هم در معنای استعاری در زبان فارسی کاربرد دارد و بسته به موقعیت معنای متفاوتی پیدا میکند. برای مثال، در معنای واقعی ممکن است گفته شود آسمان فروغ گرفت، یعنی روشن شد و نور در آن ظاهر گردید. در معنای استعاری نیز ممکن است گفته شود دل او فروغ گرفت، به معنای روشن شدن دل و پیدا شدن امید یا شادی در درون انسان. این واژه در متون ادبی برای بیان زیبایی، امید، روشنایی و آغاز تحول مثبت بسیار به کار میرود. در برابر آن، مفاهیمی مانند تاریکی، خاموشی یا ناامیدی قرار میگیرد که نشاندهندهٔ نبود نور یا روشنایی است. بنابراین، «فروغ گرفتن» به معنای روشن شدن، نور یافتن یا پدیدار شدن روشنایی در معنای واقعی یا معنوی است و در زبان فارسی کاربرد گستردهای در توصیف حالات طبیعی و احساسی دارد.
فروغ گرفتن
لغت نامه دهخدا
فروغ گرفتن. [ ف ُ گ ِ رِت َ ] ( مص مرکب ) رونق گرفتن.آراسته شدن:
اگر کشور از من نگیرد فروغ
بگوی، و مگوی ایچ گونه دروغ.فردوسی.فروغ از تو گیرد روان و خرد
انوشه کسی کو خرد پرورد.فردوسی. || شاد شدن و به چیزی امید بستن:
که من زین سخنها نگیرم فروغ
نگردم به هر جای گرد دروغ.فردوسی. || اعتبار یافتن. ( یادداشت بخط مؤلف ):
هر آن کس که بسیار گوید دروغ
به نزدیک شاهان نگیرد فروغ.فردوسی.رجوع به فروغ شود.
فرهنگ فارسی
رونق گرفتن. آراسته شدن