لغت نامه دهخدا
( فخرآور ) فخرآور. [ ف َ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه فخر آورد.آنکه تفاخر کند. آنکه مفاخرت ورزد. که فخر فروشد.
( فخرآور ) فخرآور. [ ف َ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه فخر آورد.آنکه تفاخر کند. آنکه مفاخرت ورزد. که فخر فروشد.
( فخر آور ) آنکه فخر کند آنکه مفاخرت ورزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هنر عیب گردد چو فخر آوری که من می کنم در هنر داوری
💡 اگر فخر آوری بر چشمه ی مهر سزد چون مشرب قطب جهانی
💡 من یقین دانم که تو فخر آوری زاشعار من حاش لله گر تو داری از چنین اشعار عار