لغت نامه دهخدا
غوطه باز. [ طَ / طِ ] ( نف مرکب ) غواص و فرو شونده در آب. ( ناظم الاطباء ).
غوطه باز. [ طَ / طِ ] ( نف مرکب ) غواص و فرو شونده در آب. ( ناظم الاطباء ).
فرورونده در آب، غواص.
( صفت ) فرو شونده در آب غواص.
💡 تا که از داغ غریبی غوطه در خون زد، که باز همچو زخم تازه از صبح وطن خون می چکد
💡 بـنـابـرايـن چـنـان نيست كه اگر كسى يك روز در شهوات غوطه ور شود براى هميشه مهريـاءس و نـومـيـدى از رحـمت خدا بر پيشانى او كوفته شود، بلكه تا نفسى باقى است وانسان در قيد حيات دنيا است، راه بازگشت و توبه باز است.
💡 سایت آی جی ان به نسخه پلی استیشن بازی نمره ۷ از ۱۰ داده است و از داستان هیجان انگیز بازی، اکشن لذت بخش و واقعی، جزئیات بالا که بازیباز را داخل بازی غوطه ور میکند.
💡 تدريجا به مرحله بى تفاوتى ميرسند، و اگر باز هم تكرار كنند زشتيها در نظرشانزيبا ميشود، تا آنجا كه آن را از افتخارات وفضائل خويش ميپندارند در حالى كه در منجلاب بدبختى غوطه ور شده اند.
💡 در اين فكرها غوطه ور بودم كه ناگهان صداى در را شنيدم، رفتم در را باز كردم ديدمفرستاده امام باقر (عليه السلام ) است و مى گويد همين اكنون به حضور امام بيا.لباسم را پوشيدم و به حضور مبارك امام شتافتم به من فرمود: اى محمد! حساب قدريهو حروريه و زيديه و... نيست بلكه ما از تو كناره گرفتيم به خاطر اين و آن (يعنىجاسوسان حكومت دوستان ما را نشناسد كه باعث آزار آنان گردد).
💡 به هر حال سعيد به قاصد گفت: ما تصميم داشتيم به طرف غوطه رفته تا شب را درآنجا بمانيم و صبح زود به طرف كوفه حركت كنيم، اما حالا كه خود را براى اين كارآماده كرده ايم باز هم به غوطه رفته و شب را در آنجا مى مانيم اما صبح زود به سوىفسطاط حركت مى كنيم. آنگاه همگى حركت كردند.