غند شدن

لغت نامه دهخدا

غند شدن. [ غ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) گرد آمدن. جمع شدن:
من غند شدم ز بیم غنده
چون خرس نگون فتاده دردام.ابوطاهر خاتونی.دمنه؛ سرگین غنده شده. ( مقدمة الادب زمخشری ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گرد آمدن جمع شدن.

جمله سازی با غند شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 غند و شاخه‌ای از آن به نام شاه‌دره نیروگاه برق پامیر یک را تأمین می‌کند. جریان رودخانه بسیار فصلی است، در زمستان کم است، اما در ماه‌های ژوئیه و اوت به آب شدن برف آب آن زیاد است. پهنای رود بین ۱۰ تا ۵۰ متر و ژرفای آن تا ۱٫۵ متر متغیر است. به دلیل کوهستانی بودن، مسیر رودخانه بسیار سریع است و در برخی مواقع بیش از ۲ متر بر ثانیه سرعت دارد. بستر آن صخره‌ای و کرانه‌های آن شیب‌دار و پرشتاب است. اغلب آب رود تمام دره رودخانه را اشغال می‌کند، اما گاهی به چند مسیر تقسیم می‌شود.

💡 آن دختر جوان با حرکات ظریف و نوعی غند شدن در هنگام راه رفتن، توجه تمام افراد حاضر در آن مهمانی بزرگ را به خود جلب کرد.

💡 در نمایشنامه‌های قدیمی، شخصیت‌های زن معمولاً با رفتارهای خاص و غند شدن، سعی در نشان دادن جذابیت و ظرافت‌های رفتاری خود به شخصیت‌های دیگر دارند.

💡 برخی از منتقدان ادبی معتقدند که استفاده از توصیفات مربوط به غند شدن در اشعار عاشقانه، برای نمایش حالت‌های ناز و ادا بسیار کاربرد دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران