لغت نامه دهخدا
( غضب آلوده ) غضب آلوده. [ غ َ ض َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خشمناک. ( آنندراج ). غضب آلود. غضبناک. رجوع به غضب شود.
( غضب آلوده ) غضب آلوده. [ غ َ ض َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خشمناک. ( آنندراج ). غضب آلود. غضبناک. رجوع به غضب شود.
( غضب آلوده ) ( صفت ) خشمناک خشمگین غضبناک: مردی غضب آلوده بود. ۲ - با خشم و غضب قهر آلود: غضب آلوده فریاد کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعنى اين جوان را ببين كه به پشتيبانى پسر عم خود خشمگين و غضب آلوده شده است.سرش به عورت مادرش باد.
💡 پس از نماز پيغمبر اكرم غضب آلوده، روى از قبله گرداند و فرمود: عجب است ! جمعى درمقابل شما توقف مى كنند و از من پرسش مى نمايند و سلام مى رسانند، شما به احترامآنان قيام نمى كنيد و براى آن ها خوردنى حاضر نمى نماييد.
💡 بر روی منعمان غضب آلوده کن نگاه با این گروه ناخن شیر و پلنگ باش
💡 با مصلحت وقت گهی مور ضعیفیم گاهی غضب آلوده چو شیریم و پلنگیم
💡 جبین از خشم پرچینی کمان از کینه پر تیری غضب آلوده ابرویی به خون تر کرده شمشیری