غربیل گر

مترادف‌ها

الک کننده، غربال کننده

لغت نامه دهخدا

غربیل گر. [ غ َ گ َ ] ( ص مرکب ) غربیل بند. غربال بند. غربال گر. رجوع به غربیل بند و غربال بند شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) غربیل بند غربال بند.

جمله سازی با غربیل گر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون نیامد بر سر غربیل هیچ پای در گل خاک بر سر ریختیم

💡 ز رشگ دست زر ریز تو بر سر خاک می‌بیزد به غربیل مطر بیزی که دارد ابر نیسانی

💡 از چشمهٔ غربیل فروشد مقصود مستی همه بر سر آمد اینک من و ما

💡 در مطبخ عشق پاکبازان قضا کردند به غربیل بد از نیک جدا

💡 این روزه چو غربیل ببیزد جان را پیدا آرد قراضهٔ پنهان را

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران