غالیه ساختن

لغت نامه دهخدا

غالیه ساختن. [ ی َ / ی ِ ت َ ] ( مص مرکب ) عطاری. بوی خوش سازی. خوشبوی سازی:
شب عقد عنبرینه گردون فروگسست
تا دست صبح غالیه سازد ز عنبرش.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - تهیه کردن. ۲ - بوی خوش ساختن عطر ساختن.

جمله سازی با غالیه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ساختن غالیه آلود سر زلف ترا مشک را با جگر سوخته آمیختن است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران