غاشیه بافان ریش
لغت نامه دهخدا
غاشیه بافان ریش. [ ی َ / ی ِ ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از مردمان مسخره. ( غیاث ). کنایه از مردمان درازریش، چه گوئیا اینها ریشی دارند که از آن غاشیه توان بافت. ( آنندراج ). || یا کنایه از خادم و مزدور ریش از این جهت که اکثر اوقات به آرایش و پیرایش ریش مشغول می باشند. ( آنندراج ).
جمله سازی با غاشیه بافان ریش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کنون زغاشیه بافان ریش اندوزم کرشمه های عروسان خلخ و نوشاد