عنان سست کردن

مترادف‌ها

رها کردن، شل کردن

متضادها

مهار کردن، افسار کشیدن

لغت نامه دهخدا

عنان سست کردن. [ع ِ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به توقف و سکون گراییدن. قصد توقف او کردن. کوتاهی و مسامحه کردن:
کاری که صلاح دولت توست
در جستن آن مکن عنان سست.نظامی.

فرهنگ فارسی

به توقف و سکون گراییدن قصد توقف او کردن کوتاهی و مسامحه کردن

جمله سازی با عنان سست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کاری که صلاح دولت توست در جستن آن مکن عنان سست

💡 در طول دوران مبارزه برای حق و عدالت، نباید با کوچک‌ترین موانع مسیر، دچار ناامیدی شده و به عنان سست کردن تلاش‌های خود بپردازیم.

💡 تحلیلگران معتقدند که دولت با عنان سست کردن نظارت‌های بانکی، راه را برای فعالیت‌های غیرقانونی و پولشویی در سیستم مالی کشور هموار کرده است.

💡 برای حفظ کیفیت در پروژه‌های بزرگ، مدیران نباید اجازه دهند با گذشت زمان و برخورد با خستگی، دچار عنان سست کردن در رعایت استانداردهای فنی شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران