عنان سست کردن
مترادفها
رها کردن، شل کردن
متضادها
مهار کردن، افسار کشیدن
لغت نامه دهخدا
عنان سست کردن. [ع ِ س ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به توقف و سکون گراییدن. قصد توقف او کردن. کوتاهی و مسامحه کردن:
کاری که صلاح دولت توست
در جستن آن مکن عنان سست.نظامی.
فرهنگ فارسی
به توقف و سکون گراییدن قصد توقف او کردن کوتاهی و مسامحه کردن
جمله سازی با عنان سست کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاری که صلاح دولت توست در جستن آن مکن عنان سست