عنان رها کردن

مترادف‌ها

رها کردن، افسار گسیختن

متضادها

مهار کردن، افسار کشیدن

لغت نامه دهخدا

عنان رها کردن. [ ع ِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به شتاب و تعجیل روان شدن. || حمله کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

( ~. رَ. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) تاختن، حمله کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - بشتاب روان شدن. ۲ - حمله کردن.

ویکی واژه

تاختن، حمله کردن.

جمله سازی با عنان رها کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بس سرکش است جان برادر سمند نفس هان تا عنان رها نکنی این سمند را

💡 پای خود استوار کن زان پیش که ز دستت عنان رها گردد

💡 در مدیریت استراتژیک، عنان رها کردن کنترل کامل بر کارمندان باعث می‌شود تا آن‌ها خلاقیت بیشتری برای حل مسائل پیچیده سازمان از خود نشان دهند.

💡 شاعر در این اثر ادبی با استفاده از استعاره عنان رها کردن، به آزادی فکر و رهایی از قید و بندهای سنت‌های قدیمی اشاره کرده است.

💡 وقتی رهبران سیاسی دچار عنان رها کردن در تصمیم‌گیری‌های حساس می‌شوند، ممکن است بدون بررسی پیامدهای آن، مسیر آینده کشور را به خطر بیندازند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران