عنان باز کشیدن

مترادف‌ها

مهار گسیختن، افسار کشیدن

متضادها

مهار کردن

لغت نامه دهخدا

عنان بازکشیدن. [ع ِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) ماندن. ساکن شدن. از کارایستادن. توقف کردن. ( ناظم الاطباء ). درنگ کردن. مرکب بداشتن. از حرکت و تاخت بازداشتن اسب:
بسی چیز دیدی که آنکس ندید
عنانت کنون بازباید کشید.فردوسی ( شاهنامه ج 4 ص 1663 ).اندیشه ما چنان بود که ایشان تا کنار جیحون و کوه بلخان عنان بازنکشند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 589 ).
بر اسب عقل نشین تا به اصل خویش بران
به اصل خویش عنان بازکش قدم بفشار.ناصرخسرو.عنان بازکش زین تمنای خام
که سیمرغ راکس نیارد به دام.نظامی.سرنگونساری تو از حرص توست
بازکش آخر عنان را باز پس.عطار.خوش آن کرشمه و جولان که بر سرم از ناز
عنان توسن سرکش فگند و بازکشید.بابافغانی ( از آنندراج ).|| کنایه از آهسته رفتن و کار را به تأمل کردن است. ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

( ~. کِ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) باز ایستادن، توقف کردن.

فرهنگ فارسی

۱ - ماندن ساکن شدن. ۲ - از کار ایستادن.

ویکی واژه

باز ایستادن، توقف کردن.

جمله سازی با عنان باز کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تقدیم تو جاییست که از پس روی آن افلاک عنان باز کشیدند قدم را

💡 پس از سال‌ها محدودیت، دولت تصمیم گرفت در بخش‌های اقتصادی، کمی عنان باز کشیدن را در پیش بگیرد تا اجازه رشد به کسب‌وکارهای کوچک داده شود.

💡 وقتی نویسنده با خلاقیت بی‌حد و حصر شروع به نوشتن کرد، گویی برای کلمات خود عنان باز کشیدن را انتخاب کرده بود و جملاتی بسیار زیبا خلق کرد.

💡 در بحث‌های سیاسی، گاهی اوقات سیاستمداران ترجیح می‌دهند برای جلوگیری از تنش‌های بیشتر، در برخورد با مخالفان خود نوعی از عنان باز کشیدن را به کار ببرند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران