عنان تاز

عنان تاز

واژه «عنان تاز» در زبان فارسی ترکیبی ادبی و کهن است که از دو جزء «عنان» به معنای افسار اسب و «تاز» به معنای تاختن و با سرعت حرکت کردن تشکیل شده است و در لغت‌نامه دهخدا به صورت مخفف «عنان تـازنده» نیز آمده است. این ترکیب در اصل به معنای کسی است که با اسب خود با شتاب و سرعت حرکت می‌کند و در مسیر خود بی‌درنگ و پرشتاب پیش می‌رود. در کاربردهای ادبی، «عنان تاز» تنها به حرکت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه کنایه از عزیمت سریع، شتاب در تصمیم‌گیری یا روی آوردن ناگهانی به کاری نیز هست. این واژه در متون کلاسیک فارسی برای توصیف حرکت تند و بی‌وقفه، به‌ویژه در صحنه‌های حماسی یا عاشقانه، به کار رفته است. در برخی موارد نیز به معنای «تاختن» یا «هجوم بردن با سرعت» آمده است که نشان‌دهنده شدت و سرعت عمل است. شاعران بزرگی مانند نظامی از این ترکیب برای تصویرسازی حرکت سریع و پرانرژی استفاده کرده‌اند و آن را در قالب ابیات خود به کار برده‌اند. «عنان تاز کردن» در متون کهن به معنای راندن اسب و حرکت دادن آن با شتاب زیاد است. همچنین «عنان تاز گشتن» به معنای روانه شدن سریع و بی‌درنگ به سوی مقصدی خاص یا آغاز حرکتی شتابان آمده است. این واژه در مجموع بیانگر نوعی حرکت پرقدرت، ارادی و همراه با سرعت بالا است که در زبان ادبی فارسی بار معنایی حماسی و توصیفی دارد.

لغت نامه دهخدا

عنان تاز. [ ع ِ ] ( نف مرکب )مخفف عنان تازنده. عزیمت کننده بتندی. رونده بسرعت.
- عنان تاز کردن؛ سوار کردن. ( از آنندراج ).
- || تاختن. عزیمت کردن بسرعت. رفتن بشتاب. روی آوردن بتندی یا بقصد حمله:
جریده بهر سو عنان تاز کن
بهشیارمغزی نظر باز کن.نظامی ( از آنندراج ).- عنان تاز گشتن؛ عزیمت کردن بتندی. رفتن بسرعت. روی آوردن بشتاب. تاختن:
ازو کار مقدس چو با ساز گشت
سوی ملک مغرب عنان تاز گشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

مخفف عنان تازنده عزیمت کننده بتندی

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز