لغت نامه دهخدا
عمادالدین لر. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ ل ُ ] ( اِخ ) ملقب به فضلوی یا فضولی. از مصاحبان شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان. رجوع به عمادالدین فضلوی شود.
عمادالدین لر. [ ع ِ دُدْ دی ن ِ ل ُ ] ( اِخ ) ملقب به فضلوی یا فضولی. از مصاحبان شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان. رجوع به عمادالدین فضلوی شود.
ملقب به فضلوی یا فضولی از مصاحبان شمس الدین محمد جوینی صاحب دیوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعضی از روزنامهنگاران دستگیرشده بعد از توقیف گستردهٔ مطبوعات به چندین سال حبس محکوم شدند. اکبر گنجی و عمادالدین باقی دو روزنامهنگار فعال پیرامون قتلهای زنجیرهای همچنان دارای پرونده در دستگاه قضایی هستند.
💡 این امپراتوری تا زمان ظهور عمادالدین زنگی در موصل در سال (۵۲۱ هجری قمری) ادامه داشت که توانست به این امپراتوری پایان دهد و تمام منطقه را تحت کنترل خود درآورد.
💡 عمادالدین باقی، سردیبر این روزنامه در مقدمه اولین شماره جمهوریت، دربارهٔ "تحصن بیست روزه نمایندگان مجلس ششم" نوشت.