عقاب کردن

لغت نامه دهخدا

عقاب کردن. [ع ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شکنجه کردن. عذاب دادن. ( فرهنگ فارسی معین ). معاقبة. عِقاب. رجوع به عِقاب شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شکنجه دادن عذاب دادن.

جمله سازی با عقاب کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برهنه چو تیغ تو بیند عقاب نیارد به نَخچیر کردن شتاب

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز